مادرم بشینه کنارت....
بهت بگه.....
از خاطرات با هم بودنتون بگو...
تو هم سکوت کنی....
اشک تو چشات جمع بشه....
به عکسم خیره شی...
تا 40 روز لباس مشکی...
روبان کنار عکس....
حسرت بخورین...
بعد بگی نامردی کردم در حقش اخ اخ........
حالا من چه آرامشی دارم زیر خاک
خیلی کم گذاشتی...
خیلی نبودی
من اما....
کم نگذاشتم....
کم برداشتم.....
که تو کم نیاری....
هر چیز با ارزشی بود به تو بخشیدم
عشقم....
غرورم...
دلم...
باورم....
زندگیم....
دیگر چیزی برایم نمانده....
به جز تو....
که تو را هم بخشیدم......
به دیگری .....
هعیییی خدا..

نظرات شما عزیزان: