دخترانه
دخترانه

♀دختـــر بودن یعنــــی...♀


دختر بودن یعنی شالت افتاد..!!

دختر بودن یعنی سوال مسخره من وکیلم؟!..

دختر بودن یعنی عکس کیه تو گوشیت..!!

 

 

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله وعمه ت هستن..!!

دختر بودن یعنی آرزوی سفر مجردی رو به گور بردن..!!

دختر بودن یعنی خوشگله میشه برسونمت...!!!



 

دختر بودن یعنی وسطه سریال بهت بگن پاشو چای بیار!!!...

دختر بودن یعنی تابستون با یه لباس تا خرخره..!!

دختربودن یعنی " برو تو ، دم در وای نستا"..!

 

 

دختر بودن یعنی سیگار کشیدن = فاحشه بودن..!

دختر بودن یعنی "کجا داری میری؟"...!!

دختر بودن یعنی تو دریا با لباس بری..!

 

 

دختر بودن یعنی تباه شدن زندگیت واسه " حرف مردم"..!!

دختر بودن یعنی حق نداری به انتخاب خود تصمیم بگیری....!

دختر بودن یعنی دفن شدن در زندگی..!!

 

♥ نوشته شده در جمعه 16 تير 1396 ساعت 1:12 توسط سارا :
متن و جملات زیبا درباره دختر + شعر و دلنوشته های دخترونه

متن و جملات زیبا درباره دختر + شعر و دلنوشته های دخترونه (1) متن و جملات زیبا درباره دختر + شعر و دلنوشته های دخترونه (2)
مَن دُخــــــترم…
با تمام حساســـیت های دُخترانه ام…
با تَلنگری بارانـــی میشوم…
با جُـــــمله ای رام میشوم…
با کَلـــمه ای عــــــاشق میشوم…
با پُــــــشت کردنی ویــــــران میشوم…
به راحَتی وابَــــــسته میشوم…
با پیــــــروزی به اُوج میرسم…
هنوز هم با عروسَـــــــکهایم حَرف میزنَم…
هنوزم هَم برایِشان لـــالـــایی میخوانَم…
من دُخـــــترم…
پُر از راز…
هرگز مرا نَخواهی دانِــــست…
هرگز سَرچِشــمه اَشکــــــهایم را نمی یابی…
هرگز مرا نِمیفَــــهمی…
مَگر از نَـــــــسلم باشی…

.

.

.

من دخترم

تنهاییم را زیر دوش حمام میبرم

بغضم را

میان شر شر آب داغ میترکانم

تا همه فکر کنند…

قرمزی چشمانم
از دم کردن حمام است

.

.

.

 

 

من یه دخترم

مهم نیس پشت سرم چی میگن چون اونایی رو که برام مهمن میشناسم!

بهم میگن مغرور چون اهل کارای خجالت آور نیستم!

هــــــــر کسی رو غرق محبت نمیکنم و به هـــــــر کی از راه رسید نمیگم:دوستت دارم!

همینم که هستم.عوض نمیشم!

برای من دختر بودن یعنی همین!

وگرنه جنس آشغال و ارزون تو بازار زیااااااد پیدا میشه

.

.

.

من یک دختــــــرم…

نگاه به صدا و بدن ظریفم نکن!!

اگر بخواهم؛

تمام هویت مردانه ات را به اتش خواهم کشید


من یک دخترم: با احساسات دخترانه … سختم نکنید!

من یک دخترم: مهربانم … سنگم نکنید!

من یک دخترم: ساده ام … پیچیده ام نکنید!

من یک دخترم: عشق واندیشه درجانم است … مسخره ام نکنید!

دخترانه گی هایم لطیفند،

با زبری مردانگی هایت خراششان نده!

دخترانه گی هایم نیاز به مردانگی هایت ندارند؛

برو مردانگی هایت را

با زنانگی های یکی دیگر ارضا کن…!

.

.

.

من يه دخترم !
بايد شرف داشته باشم !
بايد حرمت داشته باشم !
بايد بدونم تن من ارزشش بيشتر از پوله !
بايد بدونم حق ندارم عاشق كسي باشم كه متاهله !
من بايد بدونم آبرو يعني چي ؟!
گرگ بارون ديده اي ؟! خوشحالي از اين همه كثافت بودن ؟!
خوشحالي از اين همه پست بودن ؟!
به خاطر يه بسته آدامس و ٢تا عطر چيو از دست دادي.!؟
به خاطر يه مانتوي قرمز چيو از دست دادي؟
به خاطر گردنبند نقره چيو از دست دادي؟
تو كه چيزي كم نداشتي !
تو كه واست كم نذاشته بودن !
ارزشت اينقدر پايينه ؟!
قيمتت اينقدر كمه ؟!
مخاطب خاص من ، اگه سكوت كردم به حرمت بزرگترته !
اينقدر كثيفي كه حتي واسه توصيفت كلمه اي تو لغت نامه ثبت نشده
ارزش مرد به حساب بانكيش نيست به شرفشه ! به غيرتشه ! به پايبنديشه !
لجن هرچي بيشتر به هم بزني بوش بيشتر در مياد
من سكوت ميكنم ،ما سكوت ميكنيم تا نذاريم بوي اين لجن به جاهاي ديگه برسه !

.

.

.

 

مـــن یــک دختــــرم…

خــالقم به نــــامم ســــوره هایی نازل  کـــــــرد…

متــــــــرو برایم جایـــــگاه ویـــژه ساخــــتـــ…

مــن دختــــــرم…

با تمـــام مـــردانگی هایتـــ نمیتوانـــی بفهمــی صــــورتی برایــم یــک دنیــاستـــ…

نمــی توانی بفهمـــمی گریـــــه کردن بدون خجالـتــ…

نمــــــاز با چادر سفیـــــــد را…

درکـــ کردنش در تــــــوانتــ نیستــــ…

مــــن دختـــــرم…

چــرکــ نویس هیـــــــچ احســـــــاسی نمی شـــــوم

مرا دختر خانـــــــوم می نامند…

مضمونی که جذابـــیتش نفـــس گیــراست…

دنیــــای دختــرانـــه من ..

نه با شمــــع…نه با عروســـک معنـــا پیدا نمیکنـــد…

و نه با اشک و افســـــــــــــــــون…

امــــــــا;تمــــــام اینها را در برمیگیرد…

 مــــــــــــــــــــــــن

نـــه ضعیفم … نه ناتـــــــــوان …

چــرا که خداونـــد مرا بدون خشونـــت و زور و بازو میـــپسندد…

اشــــک ریختن ضعـــف من نیــــسـتـ…

قـــدرت روح مـــــن اســتــــ

♥ نوشته شده در جمعه 16 تير 1396 ساعت 1:9 توسط سارا :
♀مـنــ یکـــ دخــترمـ♀

مـنــ یکـــ دخــترمـ

✔ مـیـبینــمــ ... مـیـفهـممــ ...

✔ امـآ ســکوتــــ مـیکــنمــ تـآ تـو نـفهـمیـــ ...

✔ حـوآسـمــ بـهـ تـمـآمــ جــزئیـآتــــ ایـنــ دنـیــآ هـســتـــــ

✔ تـمــآمــ و کـمـآلـــ ... بـیـ هـیچـــ سـآنـســوریـــ ...

✔ مـنــ یـکــــ دخـترمــ

✔ دلـمــ کـهـ بـشــکنــد

✔ دیـگــر بـند نـمیــخـــورد ...!

✔ امــآ بـهـ رویـتـــ نـمیــ آورمـــ کـهـ زخــمشــ نـآعـلـآجــ اســتـــــ ...

✔ نـآعـلـآجــ اسـتـــ و ... شــآیـد هـمیـشـــگیـــ ...

✔ مـنــ یـکـــ دخـترمــ

✔ و گـآهـیـــ مـیـــآنـــ ایـنـــ هـمهـ انـســـآنـــ نــرمـآلـــ

✔کـمــ مــیــ آورمــ از مــآنـدنــ ، خـستـهـ مـیــشــــومــ ...

✔ مـیبــرمــ ...!

✔ مـنـــ یـکـــ دخـترمـــ

✔ صـــآفــــمــ

✔ ســآدهـ امــ

✔ ایـنـــ دخـتر بـودنـــ رآ دوسـتـــ دآرمـــ ...!

♥ نوشته شده در جمعه 16 تير 1396 ساعت 1:5 توسط سارا :
دختر یعنی پیچیدنِ بویِ گل‌های یاس درونِ باغچه زندگی

 

دختر یعنی پیچیدنِ بویِ گل‌های یاس درونِ باغچه زندگی

 
 

دختر یعنی تمامِ لحظه‌های خوبِ لبخندهای خدا از تَهِ دل.

از ابتدای ریشه زدنِ ریشه‌های زندگی

در خاکِ وجودِ تک تکِ انسان‌ها.

دختر یعنی کاشتنِ هر روز یک درخت و کمک به سبزتر کردنِ

صمیمیتِ انسان‌ها.


تو تنها کسی هستی که روزی خدا پنجره اتاقش را باز کرد و پروازت داد روی زمین.

در مسیر راه کم کم بال‌هایت از بین رفت. شکلِ زیبایی گرفتی تو شدی تنها کسی که وقتی روی زمین راه می‌رود،
 
بارانِ نعمت‌های خدا از بازترین پنجره‌ها، زمین را رنگا رنگ می‌کند. تو با یک سفینه پُر از ابرهای باران زا و آرزوآور امدی
آمدی تا بگویی قشنگ‌ترین لحظه‌ها را می‌شود در کنار تو سپری کرد. فقط کافی هست قدر تو بدانیم.
اصلاً اگه تو نبودی، دوردانه بودن هم معنایی نداشت. عزیزِ خانه بودن، رنگی نداشت. بانوی خانه شدی...
تو انتظارِ خوش آب و رنگِ مادری هستی، که چشم‌هایش به راهِ آمدنت دوخته است تا به یک همزبانِ همیشگی برسد.
به یکی که وجودش امنیت ساز هست... هم برای حالا و هم برای وقتی که قراره است مادر شود. پس مبارکه...
تو بازکننده ابروهای گره خورده پدری هستی، که هنوز بارِ توی دستهایش را روی زمین نگذاشته،
روی شونه‌هایش یک جای خالی دارد که می‌تواند برای تو محکم و همیشگی باشه تا بتونی بهش تکیه کنی و بِبالی.
بخاطرِ بودنش، بخاطرِ بودنِ خودت...
بذار رو راست بگم، خیلی خوشحالم که هستی، که خدا اجازه داده باشی، که سر و کله تو، توی زندگی ما پیدا شد... البته یهویی...
می‌دانی؟... تو نقطه اتصالِ یک عشقِ سالمی که می‌توانی در بعدازظهر یک روزِ برفی پایش را روی زمین بگذارد و سردی‌ها را از بین ببرد.
سیاهی‌ها را از بین ببرد... زشتی‌ها رو نابود کند... پس خوب آمدی...


کسی که پایه‌های یک آشیانه محکم است از همان ابتدا تا هر وقتی که صبح از خواب بیدار میشه و بتونه چشماشو باز کنه.
آورنده لبخند به روی لب‌ها و پاشیدنِ طعمِ لبخندهایی از جنسِ رنگین کمونی هست. خوش رنگ... دختری...
دختر یعنی تمامِ لحظه‌های خوبِ لبخندهای خدا از تَهِ دل. از ابتدای ریشه زدنِ ریشه‌های زندگی در خاکِ وجودِ تک تکِ انسان‌ها.
دختر یعنی کاشتنِ هر روز یک درخت و کمک به سبزتر کردنِ صمیمیتِ انسان‌ها. یعنی پیچیدنِ بویِ گل‌های یاس درونِ باغچه زندگی.
دختری که با وقار و غرورِش همه را به وجد می‌آورد. کسی که با حجابش تمامِ پل‌های متانت را یکی یکی آجر چینی می‌کند
و همه را به تحسین وا می‌دارد.
تو بانوی دُردانه‌ هستی، خواهرِ برادری غریب که به داشتنت هر لحظه و هر کجا می‌بالد. الگویی مثال زدنی که پشتِ برادرش است.
پشتم باش...کسی که فاصله‌ها هم نتواند پیر و ناتواش کند، تا عزیزانش را از یاد ببرد.
همان دخترِ شیرین و مهربونی باش که سختی‌ها رو به تنهایی در آغوش می‌گیرد تا نخواهد کسی آب توی دلش تکان بخورد.
بلند شو دُردانه خانه ما... عزیزکرده پدر... نورِ چشمِ مادر... بلند شو که امروز روزِ توست...
امروز روزِ بهترین نعمتِ خداست که با پا گذاشتن در زندگیِ ما روزیِ خونه ما را چند برابر کرد.
پس قدمت مبارک...

♥ نوشته شده در جمعه 15 تير 1396 ساعت 23:56 توسط سارا :
خلاصه رفتار دخترانه


قدم اول اینه که تو حرف زدن شروع کنی 
عزیزم و جانم و قربونت برم و فدات شم رو سعی کن بیاری تو دایره لغاتت
لاک عالیه خیلی حس خوبی به آدم میده
بلد باشی زیر پوستی لوس کنی و زیر پوستی لوند باشی 
خییییییلی نامحسووس عشوه داشته باشی
با بچه ها مخصوصا دختر بچه هام زیاد برخورد داشته باشیم یکم تو لوس شدنش تاثیر داره
خييييييلي بيشتر رو طرز برخوردمون كار كنيم



دخترونه ها:


رنگای خنثی و ملایم 
کفشای عروسکی
عطرایی با بوی شیرین
پاپیون مثلا گوشه موها یا روی کیف یا بلوز
رنگای صورتی نوزادی و ملایم و رنگ گلبهی 
مسواک زدن و هر راهی واسه براقی دندون
ارایش صووووووووورتی ملایم
روابط عمومی و زیرکی
عجله را حذف کن
بلند و شمرده صحبت کردن
راه رفتن صحیح
مهربونی، خوش خنده بودن، محبت کردن.
گردنبند و دستبند....
پابند هم خیلی ناز نازیه......
سنگين و خانوم بودن

صرفاً فقط يك زن نباشه بلكه انسان و مفيد باشه 
هم زیبایی درون...هم زیبایی بیرون
ابروهامونو تمیز نگه داریم
نذاریم موهای دست و پامون بلند شه 
باید واسه بدنمون و زیباییمون وقت بذاریم 
قوز نکنین
خیلی صاف پاها رو رو یه خظ بذارین راه برین
رمانای عاشقونه بخونید
از رنگ های شاد تو لباسا استفاده کنید
زیاد کتونی نپوشین
صداتون از یه حد خاصی نباید بالاتر بره
قدرت ما خانوما تو بلندی صدامون نیست تو لحن صحبت کردنه
هر چهره ای قطعا با لبخند جذاب تره
برای خودت زمان بذااااااااااااااااار
حتماااااااااااا کلاس رقص برو 
به پاهات توجه کن
لاک بزن صندل بپوش

آرامش و انتقالش به اطرافیان
با موهاتون بازی کنید
اعتماد به نفس
خودتون و دوست داشته باشيد 
فن بیان بلد بودن
آروم غذا خوردن.با دهن پر حرف نزدن
شاداب باش .سرحال باش. پر از انرژی باش
.یه وقتایی بچه گونه حرف زدن.
موهای خرگوشی. 
تنوع دادن به مو
یه روز باز، یه روز بافت و...
داشتن چند تا دامن .کفش های پاشنه بلند.
لاک.رژهای خوشرنگ.
کرم و آینه و لوازم آرایش توی کیف.
لبخند ملیحانه.

استفاده از کلمات محبت آمیز در گفتار. 
رقص آروم ناز.
صبوری 
گاهی پر جنب و جوش و شیطون
خیلی مرتب و به خود رسیده باشه نه ژولی پولی
در کل اینکه ناز باید داشته باشه یه دختر
دختر باوقار و جذاب وقتی تو خیابون یکی بهش تیکه میندازه بی اعتنا رد میشه


ضد دخترونه ها:
ابروهای شیطونی
مداد توی چشم 
آدامس جویدن تو خیابون
آرایش تند
خط لبای تابلو
دور چشمو خیلی سیاه کردن.
تنبلی کردن
گنده لات بودن!
دعوا کار . اخمو 
با کسی که تو خیابون بهت تیکه میندازه بحث کردن!

هر هر بلند خندیدن تو خیابون !
شبیه پسرا حرف زدن
فحش و حرفای زشت
نق زدن و غرغر
حس حسادت
حس پُز دادن 
فحش های رکیک در عصبانیت ها و دعواها 


سعی کردم خیلی خلاصه و خوندنی باشه
ولی تقریبا کامل بود

♥ نوشته شده در پنج شنبه 15 تير 1396 ساعت 23:45 توسط سارا :
عکس پروفایل
♥ نوشته شده در پنج شنبه 15 تير 1396 ساعت 23:37 توسط سارا :
ویژگی های زیبا

يكي از اساتيد دانشگاه  خاطره جالبي را كه مربوط به سالها پيش بود نقل ميكرد:


"چندين سال قبل براي تحصيل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ايالات متحده شده بودم،

سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود كه يك كار گروهي براي دانشجويان تعيين

شد كه در گروه هاي پنج شش نفري با برنامه زماني مشخصي بايد انجام ميشد.

دقيقا يادمه از دختر آمريكايي كه درست توي نيمكت بغليم مينشست و اسمش كاترينا بود پرسيدم كه براي اين كار گروهي تصميمش چيه؟

گفت اول بايد برنامه زماني رو ببينه، ظاهرا برنامه دست يكي از دانشجوها به اسم فيليپ بود.

پرسيدم فيليپ رو ميشناسي؟

كاترينا گفت آره، همون پسري كه موهاي بلوند قشنگي داره و رديف جلو ميشينه!

گفتم نميدونم كيو ميگي!

گفت همون پسر خوش تيپ كه معمولا پيراهن و شلوار روشن شيكي تنش ميكنه!

گفتم نميدونم منظورت كيه؟

گفت همون پسري كه كيف وكفشش هميشه ست هست باهم!

بازم نفهميدم منظورش كي بود!

اونجا بود كه كاترينا تون صداشو يكم پايين آورد و گفت فيليپ ديگه، همون پسر مهربوني

كه روي ويلچير ميشينه...

اين بار دقيقا فهميدم كيو ميگه ولي به طرز غير قابل باوري رفتم تو فكر،

آدم چقدر بايد نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ويژگي هاي منفي و نقص ها چشم

پوشي كنه...

چقدر خوبه مثبت ديدن...

يك لحظه خودمو جاي كاترينا گذاشتم ، اگر از من در مورد فيليپ ميپرسيدن و فيليپو

ميشناختم، چي ميگفتم؟

حتما سريع ميگفتم همون معلوله ديگه!!

وقتي نگاه كاترينا رو با ديد خودم مقايسه كردم خيلي خجالت كشيدم...

شما چي فكر ميكنيد؟

 

چقد عالي ميشه اگه ويژگي هاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقص هاشون چشم پوشي كنيم"

♥ نوشته شده در پنج شنبه 15 تير 1396 ساعت 23:30 توسط سارا :
پل چوبی

یه داستان آموزنده دیگه که خوندنش خالی ازلطف نیست

 

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند.

یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد.

وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم،

فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»

برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن،

آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند

و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»

سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:« در انبار مقداری الوار دارم،

از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.»
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.

برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.»

نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.»

هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»

در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده،

از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.

کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت:«دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.»

♥ نوشته شده در پنج شنبه 15 تير 1396 ساعت 23:28 توسط سارا :
صفحه قبل 1 ... 5 6 7 8 9 ... 23 صفحه بعد

Design By : Bia2skin.ir

درباره ما

..•¤**¤•.,.•¤**¤•.*.•¤**¤•.¸¸ خداوند ¸..❀دختر ها را آفرید تا گل ها❀ بی نام نمانند ...! ..•¤**¤•.,.•¤**¤•.*.•¤**¤•.¸¸. ¸..•¤**¤•.,.•¤**¤•.*.•¤**¤•.¸¸.
نویسندگان
موضوعات
لینک ها

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان دخترانه و آدرس 3ara.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





طراح قالب

امکانات

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 20
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 35
بازدید ماه : 28
بازدید کل : 12839
تعداد مطالب : 182
تعداد نظرات : 6
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


abzar

ساخت آنلاین صفحه ورودی